تبليغاتX
miخط خطی های

miخط خطی های

جهت آشنای و درک بیشتر آثار ماندگار جهان دانستن سبکهای مختلف میتواند راهنمای مناسبی باشد.....

      

در  آینده ای نزدیک اگر عمری باقی بود و  فرصتی دست داد  برای هر کدام نمونه هایی خواهم آورد تا با آن بیشتر آشنا شوید.......


برید بقیشو بخونید
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم مرداد 1385ساعت 0:21  توسط مهرخ  | 

تو پست قبلی تا آخر پارینه سنگی گفتم خیلی دلم میخواد سری رد بشم از این دوره ها و به قسمت هایی که دوست دارم برسم ولی اینا رو بگم بهتره (اگه خسته کنندست خبرم کنید)

اینارو یکم سریعتر میگم و زود ازش رد میشم!!

نوسنگی(Neolithic):بعد از دوره ی پارینه سنگی به دوره ی نو سنگی میرسیم در اید دوره انسان توانایی ساختن ابزار نوک تیز مانند پیکان تیغه و چاقو و ... را پیدا کرد٬ همچنین  صنعت سفالگری رنگی یا منقوش با دست٬ شامل کوزه و ظرف و پیاله و آبدان٬ و نیز پیکره های کوچک....

بقیش تو ادامه ی مطلب ..


برید بقیشو بخونید
+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم مرداد 1385ساعت 23:57  توسط پوریای  | 

 

اینجوری که تو نظرا پیداست هیچ کس حتی یک خطش هم نخونده و همین طوری نوشته شده که وبلاگ

قشنگی دارید .

راجع به گرافیک گفتم دیگه نمی خوام توضیح بدم، میخوام به طوره عملی بگم ،چون مطالب راجع به گرافیک الکی که نیست و من نمی تونم موضوع به این گستردگی رو داخل 10 خط بگم و تاحالا این چیزایی که من و پوریای خودمون رو واسش جر دادیم به غیر از خودمون واسه ی کسی معنا نداره چرا اگه کسی که میاد به وبلاگ اهل هنر باشه حالشو می بره ولی متا سفانه..


برید بقیشو بخونید
+ نوشته شده در  سه شنبه سوم مرداد 1385ساعت 19:46  توسط مهرخ  | 

دیگه گه آپ نکنم مهرخ زنده زنده میکشتم!!

اگر بخواهیم سبک های هنری را بررسی کنیم باید هم بشناسیمشون هم از نظر تاریخی باهاشون آشنا بشیم ! به همین خاطر من هر شب یه بخش از سبک های مختلف با حفظ زمان تاریخیشون مینویسم و بعد تو هنر های مختلف مثل نقاشی و معماری و مجسمه سازی .. روشون بحث میکنم و اگه شد مثال میزنم!

هنر پیش از تاریخ

---------> پارینه سنگی

این قسمت از هنر مربوط میشه به زمان« پارینه سنگی» یعنی زمانی که انسانها به تازگی حالت اجتماعی گرفته بودند و در گروه ها دسته ها و دهکدها ساکن شده بودند. علت نامگذاری پارینه سنگی این است که٬از آن دوره ابزار ها سلاح ها ی ابتدایی با سنگهای ناصاف و تکه پرانی شده بر جا مانده است.اما مهمتر اینکه از همان مردمان نقاشی ها و کنده کاریها بر دیواره و سقف غار هایی که ظاهرا اقامت گاهای آنان بوده است کشف شده. این آثار بیشتر بر پایه ی اعتقادات و اندیشه های این مردم میباشد و نوعی هنر انتزاعی محسوب میشود.

نمایش آیین های باستانی و رسم و رسومات٬ شمایل حیواناتی که شکار این مردمان بوده اند از آن دسته است.

در این دوره برای کشیدن نقاشی ها بر روی دیوار ها عموما از دوده ی ذغال یا سوخته ی استخوان مخلوط با پی جانوران ویا با رنگیزه های کانی٬ مانند گل اخرا و خاک سرخ و حتی کنده کاری بر روی دیوار ها و استخوان ها استفاده میشد.

در حدود ۱۲ هزار سال قبل از میلاد پیشرفت بزرگی به سوی مهارت در بارنمای تصویر و دقت در مشاهده٬ یعنی آنچه در هنر های تجسمی واقعگری خوانده شده است برای آن مردمان حاصل شد ٬ که نمونه های بارز آن شکلهای شبیه سازی شده و برجسته نما و رنگین ٬ گاو وحشی و گوزن بر سطح سخره های غار آلتمامیرا(altamira) در شمال اسپانیا ٬ و نیز آثار مکشوف در فون دو گوم(Fon de Gaume) فرانسه است.

در زمینه ی ابزار نقاشی قبلا اشاراتی شد. از تکه استخوان ها تو خالی بدست آمده وآثار بجا مانده بر دیوار ها اینطور به نظر میرسد که انسانها در آن دوره نوعی پاستل ابداع نمودند و از آن برای نقاشی استفاده میکردند نحوه کار هم بسیار ساده بوده برای مثال خاک سرخ یا سوخته ی استخوان هارا با پی جانوران مخلوط میکردند و خمیر بدست آمده را میان استخوان ها تو خالی می گذاشتند و به این نحو برای خود نوعی پاستل میساختند.

-------------> نوسنگی

.... ادامه دارد

پوریای

منابع:

 خلاصه ی تاریخ هنر                   تالیف: پرویز مرزبان 

 سبک ها و مکتب های هنری       ترجمه و تدوین: فرهاد گشایش

کاربرد خط و روش های طراحی      نوشته: بادو.و.جکستیمر  

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم مرداد 1385ساعت 22:46  توسط پوریای  | 

اینم واسه ی علا قه مندان به هنر معماری

جستجوی هنر و معماری ايرانی

و آنگاه که تمدن بشر به وجود آمد ، قبل از تولد هر حرفه ای معمار و معماری متولد شد و ايرانيان يا همان پارسيان اين نياز جامعه را چنان با تکنولوژی و هنر آميختند که نام و ياد آنها برای هميشه در اذهان دنيا زنده است ولی در حال حاضر چه کرده ايم؟ اين افتخارات چنان ما را کور کرده که فراموش کرده ايم زمان در حرکت است و آن قوم موفق است که نيازهای معماری جامعه را درک کند و زمان و مکان جامعه خود را بشناسد، اين روزها حرف از هنرومعاری زياد است و بازار نظريه پردازی گرم و نتيجه حرف تنها را همه می دانيم و می بينيم ، راه گم کرده ايم و به دور خود می چرخيم ، ولی تا کی؟ فکر نمی کنيد ديگر وقت آن رسيده که حرکتی انجام دهيم ، حرفها را عملی کنيم و به جای فکر کردن به محوريت فرد در معماری و تلاش برای رسيدن به عرصه برتر تجاری به محوريت هنر و تکنولوژی در معماری و رسيدن به جايگاه ازدست رفته معماری ميهنمان فکر کنيم و بهتر بگويم عمل کنيم ، شايد اين بحث ها هم تکراری  باشد ولی نياز جامعه امروز ما به يک بازنگری کلی و حرکتی عملی و علمی به سوی پيشرفت هست،  گوش و ذهن جامعه از شنيدن شعارهای زيبا و پوچ خسته شده و قبل از فرسودگی نيازمند حرکتی دوباره است ، وقتی حرفه ای به صورت فسيل در مي آيد و نيروی جوان ناديده گرفته می شود نبايد توقع حرکتهای جديد و سازنده را داشت.

مشکلات معماری امروز به قدری زياد است که در يک مطلب و مکتوب نمی شود آنها را نام برد اما معماری زنده است ، قلبش هنوز در تپش است و اين مشکلات چهره معماری ايران را دگرگون و دچار هرج و مرج کرده ، مشکلاتی از قبيل عدم آموزش صحيح ، کمبود منابع اطلاع رسانی ، فرهنگ پايين جامعه در قبال معماری ، تجارتخانه های معماری ، گم شدن هنر و قداست آن و عنوان های زياد ديگر که در اينجا فرصتی برای نام بردن از آنها نيست ، بياييد از خواب غفلت بيدار شويم و گوهر فرهنگ و معماری غنی کشورمان را به دست خودمان به ورطه نابودی نکشانيم.

به اميد روزی که معماری ايران سخن اول را درجهان بزند ومعمار ايرانی يک افتخار باشد ، اين جمله زياد عجيب و غريب نيست ، خواستن توانستن است ، در گذشته اينگونه بوده ، يقين دارم اگر بخواهيم در حال و آينده هم می توانيم اينگونه باشيم.

وسلام

منبع(http://yousefi.persianblog.com/)


اینم از هنر زیبای مینیاتور

هنر نگارگري كه در دو فرم تذهيب (تزئين حاشيه دست نوشته‌ها) و نقاشي نمود پيدا مي‌كند، تركيبي

است از هنر و علم، كه در كنار هم‌معناي مشخصي را نقل مي‌كنند.
ارتباط بين اشيا و عناصر در مينياتور طبيعي نيست. درخشش و هماهنگي رنگ‌ها، فرم‌هاي خاص

 خطوط و نقطه‌ها، و توانايي انتقال بصري پيام‌ها از طريق نقاشي، به هنرمند كمك مي‌كند تا ناگفتني‌ها را از طريق اين هنر الهي بيان كند.


اين مجموعه بسيار زيبا، با چاپي عالي، گلچيني از نقاشي‌هاي مينياتور، طرح‌هاي تذهيب، تشعير، و گل و مرغ مينياتوريست‌هاي ايراني شركت كننده در چهارمين نمايشگاه دوسالانه نگارگري ايراني ـ اسلامي، است.

منبعhttp://www.yassavoli.com/persian/details

 دوست دارم براتون از محمود فرشچیان بگم

        

استاد ”محمود فرشچيان”، هنرمند مينياتوريست معاصر ايراني، و پرورش يافته سنت اصيل ايراني است. كلكسيونرها و خبرگان اين هنر آثار بي‌نظير او را سالها چون گنجينه‌اي پاس داشته‌اند. در اين آلبوم ۱۰ اثر اين استاد مينياتور آمده است كه بطور شگفت‌انگيزي واقعيت و تصور را با سبكي كاملاً منحصر بفرد بهم آميخته است. استاد با هر حركت فريبنده قلم‌موي خود، روشي متفاوت از نگرش و احساس به مردم، طبيعت، حيوانات، و اشيا، خلق مي‌كند.
استاد ”محمود فرشچيان” كه هنرشناس ملي ايران است بعنوان رئيس بخش هنرهاي ملي در وزارت فرهنگ و هنر ايران است، و نيز استاد دانشكده هنرهاي زيبا در دانشگاه تهران مي‌باشد. اين هنرمند از سال ۱۹۴۸ تا ۱۹۹۴ در ۸۳ نمايشگاه جمعي و ۵۴ نمايشگاه فردي شركت داشته است. آثار او در شهرهاي زير به نمايش درآمده است:
الجزاير، بي‌جين، شيكاگو، استانبول، اصفهان، فلورنس، كراچي، كييف، لاهور، ميلان، مونيخ، نيويورك، پاريس، راولپندي، رم، سالت‌ليك‌سيتي، شانگهاي، تهران، وين، واشنگتن‌دي‌سي

منبع از http://www.yassavoli.com/persian/details

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم تیر 1385ساعت 23:32  توسط مهرخ  | 

با عرض شرمندگی از دوستان و مهرخ جان چون دارم چند تا مطلب میخونم آپ نمیکنم ولی در عوض بعدش با دست پر میام فعلا با گرافیک و مهرخ سر کنید! فقط دو سه روز طول میکشه مرسی
+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم تیر 1385ساعت 1:51  توسط پوریای  | 

خوب می خوام براتون از رنگ بگم و می خوام ببینید چیا می گن راجع به رنگگگگ!!!

            

اهمیت رنگ در ایجاد تصویر برای همه هنرمندان از ویژگی خاصی برخوردار!

اگر طرح رو یک جسم تصور کنیم رنگ مانند روح آن هست.پس تصویر و کلام و رنگ لازم و ملزوم یک دیگرند ، تصویر گر باید از رنگ در حد منطقی و و آنجا که نیاز به رنگ هست استفاده بکنه و سعی نکنه که از رنگ در حد اشباع استفاده بکنه البته به نظر من اگه کسی به این شکل از رنگ اسفاده کند یعنی در حد اشباع (شاید یه سبک بشه !!) خلاصه کجا بودیم؟آهان تجربه به من ثابت کرده که رنگ را توی نقاشی هام طوری ازش استفاده نکنم و بخوام مخاطب را گول برنم و نقاشیمو جذاب کنم!

هنرمندان مختلف هرکدام برداشت های فردی از رنگ دارند که به راحتی می توان تمایلات آنها را نسبت به رنگ و کاربرد آ» در آثارشان دید.

رنگ به عنوان نشانه و عنصری بارز در کمال آثار دیده می شود و برای لذت و انسباط و روح و روان انسان به کار گرفته می شود.در کل:رنگ بیان کننده ی احساس و عاطفه است ،احساسات و حالات راخل متن توسط رنگ به ما انتقال میابد،رنگ ها دارای ازرش های گوناگونی هستند و مارو به شناخت تصویر و شخصیت هنرمند راهنمایی می کندو رنگ با مخاطبش و موقعیت جغرافیایی جامعه که هنرمند از آن برخاسته به صورت مستقیم ارتباط داره!!!

 


خوب حالا رنگ و دسته ها و شا خه هیش

در ابتدا رنگ های اصلی هستند که بیش تر از هر رنگ دیگری در نظرمون مجسم می شود و توجه مارا به خود جلب می کند که رنگ های اصلی از (قرمز ،آبی ،زرد)تشکیل می شود.

یکی از عوامل اصلی ارتباط بصری در همه ی آثار گرافیکی ،رنگ و نحوه ی کاربرد آ» است

دسته ی دوم رنگها (نارنجی ،سبز،بنفش )است،یکی دیکه هم هست رنگ ها ی خنثی که (سفید،سیاه )است.

خوب فعلا اینا رو بخونید تا من یادم بیاد ، تا بعد!!!!!

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم تیر 1385ساعت 13:12  توسط مهرخ  | 

دوست دارم اول از تاریخ هنر های تجسمی و سبک های اینگونه هنر ها که تشابهات زیادی با هم دارن صحبت کنم به نظر من برای خلق یه کار هنری و حتی خلق یه کار جدید شناخت سبکها و مکتب های گوناگون و همین طور سیر تاریخی اونا لازمه!

در ادامه ی نوشته ها تاریخ هنر از هنر ها باستان و بین ونهرین و مصر تا مکاتبی مثل کلاسیک رنسانس باروک گوتیک روکوکو رمانتیک و مکاتب جدید تر مثل امپرسیونیسم و .... توضیح خواهم داد و دریافت های خودم رو مینویسم.سعی میکنم برای هر کدوم یه مثال با بیشتر بزنمو این مکتبارو تو هنر های مختلف مثل نقاشی پیکر تراشی و موسیقی و معماری نشون بدم!

اگه به موضوع خاصی علاقه داشتین خبرم کنید!

در آخر باید بگم شناخت هنر برای خلق اون لازمه!!!ولی کافی نیست!!(یعنی اگه هنرو بشناسی هنرمند نمیشی آقاجون)

+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم تیر 1385ساعت 2:12  توسط پوریای  | 

                                                                           

                                                               


                                      

                                  این وبلاگ توسط ... قبلا گفته همکارم !!!

خوب گرافیک خیلی گستردست خیلی از چیزایی که امروزه می شنوید مثلا فتوشاپ و فری هند و...مثل قطره ای در دریاست. 

گرافیک ارتباط بین ذهن و خلاقیت انسان با جهان بیرون او داره .وقتی میگیم گرافیک چه چیزی میاد تو ذهمون؟ خوب معلومه (یه کاغذ ،مداد و یک طراح) خوب بعضی اوقات هم هست که طرف گرافیک رایانه ای می خونه دیگه اون نه مداد داره نه کاغذ فقط یک طراح که با کامپیوتر  کار می کنه هر کدام جذابیت های خاص خودشونو دارن که بعدا مفصل براتون میگم (الان خوابم میاد)

 

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم تیر 1385ساعت 2:12  توسط مهرخ  | 

اینجا یه وبلاگ گرهی هنری که فعلا دوتا نویسنده داره موضوع بیشتر رو گرافیک و نقاشی ولی اگه شد به معماری مجسمه سازی عکاسی و فیلم و موسیقی هم سر میزنیم!

این mi که تو اسم وبلاگه m یعنی مهرخi یعنی پوریا حالا چه ربطی داره خودمم نمیدونم

اسم نویسنده ی هر مطلب زیرش نوشته میشه و مطالب کلی وبلاگ که نویسنده ی خاصی نداره با اسم mi ذخیره میشه

منتظر نظراتون هستیم

پ.ن:چون وبلاگ یه کم مشکل داشت با نویسنده ها مجبور شدم پاکش کنم دوباره بسازمش اگه نظر دادین دوباره بفرستین مرسی

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم تیر 1385ساعت 0:21  توسط پوریای  |